عاشق می شوند اما...عاشق نمی مانند...

لعنت به زندگی
لعنت به سال ها
که بدون دیگری گذشت...*
وقتی میگم این فریبرز بد قدمه، شما میگید نه! هنوز 30 ساعت به سفرمون مونده که اعلام کردند یک هواپیمای ایران ایر در فرودگاه مهرآباد و زمان نشستن دچار سانحه شده. خوشبختانه به مسافرین آسیبی نرسیده. اینجا رو بخونید.
مادر میگه با پرواز امارات برو. بهش میگم:
اجل برگشته می میرد نه بیمار سخت...
امروز درگیری من با شریکم به اوج خودش رسید. پرده های حجب و حیا کنار رفت. کنار رفتن این پرده ها چه در زمینه ی زندگی زناشویی، چه دوستی و حتی کار، می تونه پایه های اون رابطه رو کاملا سست کنه. اگر تعهداتم به یکی از عزیز ترین هام نبود و دو ماهی فرصت داشتم، کاری می کردم کارستان. افسوس که دستم بسته ست.
سنگی بر پیشانی سنگی کوه، خورد
کوه خندید و سنگ شکست
یک روز کوه می شکند
خواهی دید...**
امروز نیم ساعتی با رضا حبیبی در مورد مشکلات کاری حرف زدم. بعد از چند دقیقه زنگ زد و خبری در مورد کار ها داد که تا چند دقیقه می خندیدم. رضا در جمع خانواده ما کاملا پذیرفته شده. فریبرز به نیکی ازش یاد می کنه و مادر تا مرز بی نهایت دوستش داره.
پ.ن(1): خوشبختی...
از چارلی چاپلین پرسیدند خوشبختی چیه؟
جواب داد:
خوشبختی فاصله ی این بدبختی تا بدبختی بعدیه...
وقتی بدبختی ها به هم بچسبند، زندگی، جهنمی میشه...
پ.ن(2):عاشق می شوند اما...عاشق نمی مانند...
در دوره زمونه ای هستیم که دل ها بد جوری بزرگ شدن. تا دلت بخواد در یک زمان توش چند نفر جا میشن. به هر حال عصر مدرنیته است. کاری اش هم نمیشه کرد. اونایی که هنوز به روش سنتی عاشقن. اونایی که هنوز یادشونه که:
خدا یکی...یار یکی...دل یکی...دلدار یکی...
نیت کنند و این فال رو بخونند:
"ای عاشق صاحب فال!
بدان و آگاه باش که عشق، کمیاب ترین جواهر دنیاست. آزمون و صبر بسیار باید تا سزاوار آن شوی. و او رو به تو بنماید و دست به آن یابی. رسیدن به کمیاب ترین جواهر، بسیار ساده تر است از حفظ و نگهداری آن.
اینجاست که پای بسیاری از عاشقان می لنگد.
عاشق می شوند، اما عاشق نمی مانند."***
پ.ن(3): یک سال پیش...همین روز...همین وبلاگ...
فریبرز دیشب با فرناز و بچه ها حرف زد. از این گفتگو، چند جمله ی ساده رو برام نقل کرد.
می دونم که نیست.
می دونم که دیگه ندارمش.
می دونم که به تعبیر نامجو، من "جهان سومی زاده ی آسیایی" دیگه باب میلش نیستم.
می دونم که خودم هم آدم سابق نیستم.
اما نقل یک کلام، طرح یک سئوال، هنوز فکرمو در گیر می کنه...
و خاصیت عشق همین است...
حتی اگر طی ادامه ی مسیر برای عاشق و معشوق، غیر ممکن باشه...
یک سال پیش نوشتم:
هر نتی که از عشق بگوید...
زیباست
حالا
سمفونی پنجم بتهوون باشد
یا زنگ تلفنی که
در انتظار صدای توست...****
*سهیل محمودی
**نادر ابراهیمی
***موسا اسدیان(با یاری یارتا یاران)
****گروس عبدالملکیان













۶۶۵



۶۶۰



۶۵۵
دل مشغوليهايي كه دارم و آنچه بر من گذشت و اين فردای نا پيداي من...