که لبم دوخته است...آنکه دلم سوخته است...

ای عرش کبریایی...کجای دنیا کسی دیده که دیدار بچه ها،جیره بندی باشه...تجدید نظری لطفا... ای دریای رحمت...یه کمی هم خدایی لطفا...
ناصر در فرودگاه، فبل از رفتن منو به گوشه ای کشید و گفت: "فرشید یه ایمیل براتون زدم. وقتی از فرودگاه بر گشتید بخونید. یه آهنگ هم توی ایمیل دانلود کردم.گوش بدید."
شب بعد از همه کارها ایمیلم رو چک کردم. دیگه طاقت نیاوردم. با فریاد گریه کردم.
salam pedar-
vachti ino mikhoonin ma raftim
be man begin agar kar kard.
http://music.farsitube.com/song.php?song_id=547&artist_id=113
gol ham midam ke mamano nahal zood mifrestam
ta vachti diga tooya
فردا به ایران بر می گردیم...و زندگی همچنان به مسیرش ادامه میده...
دیشب فرناز و نهال هر کدوم جداگانه زنگ زدند و دلداری ام دادند. هر دو قول اومدن دادند...
پ.ن(1): بدون شرح برای فرناز...
گفتی غصه نخور...گفتی سال دیگه من و نهال با بچه ها میایم...کاش می دونستی این یک سال ها برای من یک عمره...کاش...
همچو گل، سینه ام از آتش دل سوخته است
خانه سوزی،صفت آتش افروخته است
منم آن غنچه که خون می خورم و خاموشم
که لبم دوخته است آن که تنم سوخته است...*
پ.ن(2): الهی پدر...دور سرت بگردم...
این هم متن ترانه ای که ناصرم در ایمیلم گذاشته بود. ترانه پدر با صدای شهیاد...
پدر جونمه،پدر عمرمه،پدر دینم و ایمونمه
پدر خدا عمرت بده...صبر و تحملت بده
نذار که دوری ام اینقده...رنج و آزارت بده
گرد پیری رو سرت...غم و غصه تو تنت
هیشکی نیست دور و برت...دوری ام نمیشه باورت
از بس که غصه خوردی...روزا رو می شمردی
پیر شدی زود شکستی...چشم انتظار نشستی
درد رو به جون خریدی...یه روز خوش ندیدی
برای خوشبختی ام...دیدم چه ها کشیدی
هر جوری هست زودی بر می گردم...
الهی پدر دور سرت بگردم...
* رهی معیری
دل مشغوليهايي كه دارم و آنچه بر من گذشت و اين فردای نا پيداي من...