امشب تمام گره ها...بی دست باز میشن...

امشب
تمام گره ها ...
بی دست...باز میشن...
یا ابوالفضل...
شب تاسوعاست. اونقدر در وبلاگ های مختلف، از این شب می نویسند که نیازی به نوشتن من نیست.
شب سالگرد سفر پدر هم هست. سال گذشته براش نوشتم. اینجا رو بخونید.
امشب راهی سفرم. این بار دکتر رضا کیاسالار هم همسفر منه. تلاش می کنم بهش خوش بگذره. حضورش برای کارهام هم کمک بزرگیه.
پ.ن(1): یک خواهش...
دوستان زیادی محبت دارند و لینک دادند که من بی خبرم. ممنونم میشم اگر بعد از لینک به من هم خبری بدن تا درلیست دوستان، اسمشون رو وارد کنم.
پ.ن(2): فال برای عاشقان "جدا مانده ز یاران"...
نیت کنید!...نیتی برای عشقتون...برای عزیز دور از شما...
جان؟ شب یلدا نیست؟ می دونم.
شب عزاداری ست؟ قبول ندارم!
امشب شب عاشقان است.
از عشق ابوالفضل به برادرش، عاشقانه تر سراغ دارید؟
تازه شب یلدا هم نباشه. کدوم کار من به آدمیزاد رفته که به "مناسبت نوشتنم" شبیه آدمیزاد باشه؟
نیت عاشقانه کنید...بخونید:
ای صاحب فال!
بدان و آگاه باش که دو تن اگر برای یکدیگر آفریده و ساخته شده باشند، به رغم هر ناراحتی و دشواری پیش آمده، از آن هم اند و سرانجام، به هم می رسند. پس بر آنان است که شومی دوری را به یاد شیرینی وصل، از شب و روز خود برانند.
هر روزی که وصل دهد، آن روز عید است، آن روز که رو به وصل می رود نیز...*
پ.ن(3): مناجاتی با عرش کبریایی...
ای دریای رحمت...
قبول ندارم که شب خاصی برای ارتباط با تو وجود داشته باشه. اونقدر با صفا و با مرامی که هر بنده ای در هر ساعتی اراده کنه می تونه پیشت بیاد. اما مناسبت های مختلف می تونه تلنگری باشه به ما بنده های بی معرفت که بیشتر از تو یاد کنیم.
خدایا...
کامنت های عمومی و خصوصی زیادی دارم از کسانی که دل پر دردی دارند و غم نهفته ای. فکر می کنند من پیش تو آبرویی دارم.
با مرام تر از اون هستی که آبروی فرشیدت رو پیش بقیه ببری...
الهی...دوری بچه ها امانم رو بریده...فشار و بیم و هراس ناشی از کارها، به قلبم فشار میاره... اما همه ی غصه های فرشید مال خودش.
اگر "ته آبرویی" از این بنده ی روسیاه، پیش تو باقی مونده، به احترام اشک هایی که فقط من می دونم و تو که در کجا و در چه حالتی ریخته شده، به فریاد همه ی اونایی برس که به من گفتند... دعاشون کنم.
خدایا آبروی هیچ کس رو پیش عزیزانش مبر و آبروی فرشید رو نیز...پیش بچه های راه دورش...
امروز دست گیر که فردا
از دست رفته است
انسان خسته ای که
نجاتش به دست توست...**
*موسا اسدیان( با یاری یارتا یاران)
**فریدون مشیری
عکس: رضا حبیبی
دل مشغوليهايي كه دارم و آنچه بر من گذشت و اين فردای نا پيداي من...